Spark
چگونه مشکلات را حل کنیم؟
12 / دسامبر / 2015
200
سرمه ای به نام بیست!
24 / ژانویه / 2016
نمایش همه

اشتباه آزاد!

mistake

احتمالاً این جمله ها به گوش شما هم خورده است:

 

blackboard

تمام این مواردی که احتمالاً در دوران کودکی و نوجوانی شنیده ایم، از داستانی حکایت می کند که سرانجام اش به کندشدن سرعت پیشرفت افراد در زندگی منجر می شود. این که فرزندان را از اشتباه کردن  بازداریم، شاید در آن لحظه کاری درست و حتی دلسوزانه باشد ولی شک نکنید که در بلندمدت از او فردی را خواهد ساخت که در تصمیمات خود عاجز و ناتوان است.

من همیشه به دانش آموزانم می گویم آن قدر در کلاس درس و خانه اشتباه کنید که با خود اشتباهات کم تری را به سر جلسه ی امتحان ببرید. این که ما از کودکان و نوجوانان بخواهیم هیچ اشتباهی را مرتکب نشوند، مثل این می ماند که از کودکی نوپا بخواهیم  بدون هیچ زمین خوردنی بایستد! آیا امکان دارد کسی بدون این که چندین بار زمین بخورد، به راحتی بتواند بایستد؟ مسلماً همه ی افرادی که اکنون راه می روند، در زمانی که راه رفتن را یاد می گرفتند، بارها زمین خورده اند.

روزهایی را که در حال یادگرفتن رانندگی بودید به خاطر می آورید؟ من که از دوران نوجوانی رانندگی کردن را در رویاهایم می دیدم، در دفعات اولی که می خواستم رانندگی کنم، چندین بار ماشین را خاموش کردم! آیا آن خاموش کردن ها نتیجه اش این شد که من هیچ گاه رانندگی را یاد نگیرم؟! یا همانطور که مثال زدم، کودکی که تازه راه رفتن را  یاد می گیرد و بارها به زمین می خورد، آیا هیچ گاه موفق به راه رفتن نمی شود؟ اگر قرار بود در دوران نوزادی نیز از اشتباه کردن بترسیم، به احتمال زیاد هنوز داشتیم چهار دست و پا راه می رفتیم!

من والدین زیادی را می بینم که فرزند خود را صرفاً به خاطر اشتباهی که در هنگام یادگیری چیزی مرتکب می شوند، سرزنش می کنند. مطمئناً این والدین هیچ گاه فرزندشان را هنگامی که می خواست تازه راه برود، سرزنش نکرده اند! اما به دلیل تصور این که از این طریق باعث اصلاح اشتباه فرزند خود می شوند، درحقیقت آن ها را از اشتباه کردن می هراسانند. آن گاه وقتی فرزندشان در هر یک از مراحل بعدی زندگی خود دچار اشتباهی شد، خودش را به خاطر  اشتباه اش سرزنش خواهد کرد. او اعتماد به نفس خود را به خاطر اشتباهی از دست خواهد داد که همین اشتباه می توانست زمینه ی پیشرفت او را فراهم کند. همان طور که اشتباهات مکرر بیش تر ما در یادگیری رانندگی، شناکردن و… باعث شد که در این زمینه ها مهارت به دست آوریم.

توماس ادیسون در مورد اشتباهاتی که بعدها او را موفق به اختراع لامپ کرد، عقیده داشت که با اشتباه کردن هیچ گاه شکست نخورده است، بلکه اشتباهات فقط به او هزاران راه را نشان داده اند که به درد نمی خوردند! مسلماً اگر کسی راه های بن بست را پیدا کند، سرانجام راهی را که به هدف اش منتهی می شود، خواهد دید. حال تصور کنید اگر پدر و مادر ادیسون در همان ابتدا که فرزندشان اشتباه می کرد او را سرزنش می کردند…! فکر می کنم در آن صورت، اکنون باید شب را با نور شمع سپری می کردیم!

 

دوستی خاطره ای را تعریف می کرد از فردی که در دوران مدرسه علاقه ی زیادی به کارهای ساختمانی داشت اما مهارتی در انجام آن کار نداشت. با این حال، اگر کار ساختمانی به او واگذار می شد، آن را با آغوش باز بر عهده می گرفت و در آخر، کار را به افتضاح ترین شکل ممکن تحویل می داد! طبیعتاً افراد با دیدن دیواری که توسط این فرد کج و ناموزون بنا شده است او را سرزنش می کردند. اما جالب این جاست که آن فرد اکنون یکی از معمارانی است که افراد مختلفی برای سپردن کارهای شان به او صف می بندند و این فرد دیگر وقت ندارد!
چه چیزی باعث شد که این فرد از ملامت هایی که به سبب خراب تحویل دادن کارهایش می شنید، تاثیری نپذیرد و به راه خود ادامه دهد؟ بدون شک، این خصلت فقط در برخی اشخاص رشد کرده و باعث برتری آن ها نسبت به دیگران می شود. اشخاصی که از پدر و مادر و معلمان خود یاد گرفته اند که به اشتباه کردن به عنوان آب بندی شدن نگاه کنند، نه به عنوان موتور سوزاندن!

مسلماً وقتی دانش آموزان، چاله های مسیر را کشف کردند، دیگر پایشان را روی آن ها نخواهند گذاشت. فقط کافیست فرصت تجربه کردن را در اختیار آن ها قرار دهیم و به اشتباه کردن به عنوان اصلی لازم و ضروری برای یادگیری اهمیت دهیم.


پیشنهاد می کنم از همین امروز اگر دیدید فرزندتان کاری را اشتباه انجام می دهد – مثلاً سوالی درسی را اشتباه جواب می دهد – فقط کافیست اولین روزهای راه رفتن اش را به خاطرتان آورید… همین!


از این که با اهمیت دادن به موفقیت فرزند خود در دنیای واقعی، این مقاله را مطالعه کردید، از شما سپاسگزارم

محمدرضا مرادی
محمدرضا مرادی
مدرس ریاضیات دوره اول متوسطه / نویسنده کتاب مدرک زندگی / مؤسس و مدیر وبسایت آموزشی مکتب یار

1 دیدگاه

  1. شکیلا می‌گه:

    جالب بود و این حقیقتی واضح است که کمتر کسی به آن فکر می کند…!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کتابی که
بـاید بخوانـد...
هر «دانش آمـوز» و «والـدینی»