taeen
انتخاب رشته دبیرستان نظام جدید چگونه است؟ (تاثیر نمرات، انواع شاخه ها و…)
12 / ژوئن / 2016
3tir-shakhes
کارگاه آموزشی مدیریت زمان
25 / ژوئن / 2016
نمایش همه

حکمت تعطیلی زندگی

Shutdown

 

در یکی از سال‌ها دانش‌آموزی داشتم که نمرات ریاضی‌اش در بهترین حالت -6- می‌شد و به این خاطر هم‌کلاسی‌هایش او را «شیشی» خطاب می‌کردند و البته او نیز از این عنوان بدش نمی‌آمد!

روزی که می‌خواستم برگه‌های امتحان ریاضی دانش‌آموزان را تصحیح کنم، از آن دانش‌آموز خواستم تا نام افرادی را که صحبت می‌کنند، در برگه‌ای بنویسد تا (مثلاً) تنبیه شان کنم!

مدتی گذشت و وقتی به آن دانش‌آموز نگاه کردم، دیدم او خودش اسم نمی‌نویسد و این کار را به 2 دانش‌آموز دیگر که نمرات شان 20-19 می‌شُد سپرده است! وقتی دلیل این کار را از او پرسیدم، گفت:

 

«یکی از این دو نفر، بچه‌ها را نگاه می‌کند تا متوجه شود چه کسانی در حال صحبت کردن هستند

و دیگری اسم‌ها را در برگه می‌نویسد…!»

 

به او گفتم: «من از تو خواستم اسم بنویسی! چرا این دو نفر را انتخاب کردی؟»

آن دانش‌آموز پاسخ داد:

 

«نفر اول را که نگاه می‌کند چه کسی در حال صحبت کردن است به این دلیل انتخاب کردم که قدّ بلندی دارد

و نفر دوم را نیز که برای نوشتن اسم‌ها در برگه انتخاب کردم، خطّ خوشی دارد…»

 

من کمی مکث کردم و آرام به آن دانش‌آموز که به‌ندرت نمره‌اش از -6- بالاتر می‌رفت گفتم:

 

«تو یک کارآفرین هستی و من به تو می‌گویم: تنبل!»

 

«شیشی» لبخند تلخی زد و به کار خود ادامه داد…

 

حکمت تعطیلی زندگی

پس‌ازآن اتفاق من همیشه با خود فکر می‌کنم که در مدارس کشورمان چقدر از این افراد وجود دارند که استعدادهای خاموشی در وجودشان نهفته است و به‌جای کشف و پرورش آن استعدادها باید شاهد سکون، بلاتکلیفی و تعطیلیِ 12 ساله در آنها باشیم…

دانش‌آموزان زیادی را دیده‌ام که استعدادهای نهفته‌ی آن‌ها خریداری ندارد و غمناک‌تر از آن، اینکه به دلیل قضاوت وضعیتشان بر اساس عددی به نام «نُمره» و بدتر از آن «توصیف»، به آن‌ها برچسب تَنبلی، کُندذهنی، ضعیف بودن در پایه و… زده می‌شود که به‌تدریج و پس از 12 سال شاید دیگر اثری از آن استعداد نهفته در وایت بُردِ وجودِ دانش‌آموز باقی نمانده باشد و شاید دیگر تا آن‌وقت تخته‌پاک‌کن هم مسئولیت پاک کردن استعدادش را برعهده نگیرد…

آماده شدن دانش‌آموزان برای زندگی همان‌طور که در کتاب مدرک زندگی نیز ذکر کردم، زمانی محقق خواهد شد که از لحظات حضور در مدرسه که ساعات زیادی را از عمر کودکی و نوجوانی‌شان را به خود اختصاص می‌دهد، در جهت به دست آوردن ابزارهای لازم برای زندگی در فردای واقعی استفاده شود. فردای واقعی همان فردایی است که به انتظار دانش آموزان نشسته است.

وقتی دانش‌آموزی را می‌بینم که تمام فکر و ذکرش بالا و پایین رفتن اعدادی است که ناعادلانه در کارنامه اعمالش مشاهده می‌کند، به حکمت تعطیلی 12 ساله بیشتر پی می‌برم. فارغ‌التحصیلانی که بخش قابل‌توجه و تأثیرگذاری از عمر خود را در تکاپوی آمادگی برای نمره، کارنامه، کلاس کنکور و کلیشه‌ای‌ترین کلیدواژه‌ها به سر می‌برند، عجیب نیست دنیایی که پس از فارغ‌التحصیلی‌شان مشاهده می کنند متفاوت با چیزی باشد که برایش تلاش کرده‌اند. اگرچه شاید عادت به سرگرم شدن با کلیدواژه‌های کلیشه‌ای به آنها در زمان دانش‌آموزی شان مجال فکر کردن به ابزارهای لازم زندگی را ندهند ولی پس از فارغ التحصیلی به حکمت فارغ التعطیلی پی خواهند برد.

آرزو می کنم سیستم آموزشی حداقل رنگی از زندگی را به آبرنگ نقاشی مدرسه اضافه کند تا اگر حتی فردی خود را به‌جای آماده کردن برای زندگی، برای سیستم آموزشی آماده کرد، با دنیایی که پس از فارغ‌التحصیلی رو به رو می شود غریبه نباشد و با هدفی که برای آن عمرش را مصرف کرده است اختلاف فاز نداشته باشد؛ راستی یکی از سؤالاتی که پس از پایان زندگی از انسان پرسیده می‌شود چگونگی مصرف کردن عمر بود، نه…؟

حکمت تعطیلی زندگی هرچه که باشد امیدوارم روزی همه‌ی ما پاسخ مناسبی برای مصرف 12 سال از عمرمان را داشته باشیم و اگر نداشتیم، حداقل با نقاشی بهتر برای آیندگان جبران کنیم.

 

محمدرضا مرادی

 

                         تا امروز تبدیل به دیروز نشده، آنرا زیبا نقاشی کنیم…

 


پیشنهاد ضروری سایت مکتب یار:

مطالعه کتاب مدرک زندگی

«کتابی که هر دانش آموز و والدینی باید بخواند…»

کتاب مدرک زندگی

d


خرید دانلودی کتاب مدرک زندگی

در این کتاب می آموزیم:

بجای آنکه برای «درس خواندن» زندگی کنیم،

چگونه برای «زندگی کردن» درس بخوانیم…؟

محمدرضا مرادی
محمدرضا مرادی
مدرس ریاضیات دوره اول متوسطه / نویسنده کتاب مدرک زندگی / مؤسس و مدیر وبسایت آموزشی مکتب یار

21 دیدگاه ها

  1. AmirAli می‌گه:

    SaaaaalamonAlaik
    daste shoma dard nakone
    kheili goooooooolid

  2. پارمیدا می‌گه:

    این یه واقعیت تلخی بود که بیان کردین. به امید روزی که آموزش در خدمت انسانهای مشتاق زندگی و برای تواناتر کردن آنها باشد نه اینکه در زمان آموزش دیدن زندگی تعطیل و خود آن آموزشها هم بی نتیجه در ساخت یک زندگی سعادتمند باشد.

  3. سينا محمديان می‌گه:

    چه خوب بود!مرسي
    واقعا هر كسي را براي كاري ميشه تربيت كرد به شرط داشتن استعداد

  4. علی می‌گه:

    همیشه این فکر اذیتم می کنه که حاصل 12 سال زندگی تحصیلی در مدرسه چی بود؟ فکر می کنم دستاوردهای این 12 سال رو نهایتا میشه تو یک سال خلاصه کرد! بعد از فاذغ التحصیلی من، نه مشتق و انتگرال گرفتم، نه یه فرمول فیزیک و شیمی رو تو زندگیم استفاده کردم.
    نمی دونم چرا مجبوریم 12 سال درس بخونیم که تازه برسیم به کف کف کف شایستگی هایی که برای بدست آوردن یه شغل باید داشته باشیم
    ممنون که با نوشتتون باز تلنگر زدید که لااقل از عمر باقیمونده استفاده بهتری بکنیم

  5. بهار می‌گه:

    جالب بود همیشه از مطالب سایت شما لذت میبرم . ممنونم

  6. موسوی می‌گه:

    این یک مشکل غم انگیزه که حتی پتاسیل های موجود در کشور رو به زوال برده. سیستم آموزشی ما نیاز به تحولات جدی داره، ولی تحولات کارساز و در جهت درست، و الا در دو دهه گذشته تغییرات بسیاری انجام شده که کارساز نبودند و بیشتر کار رو خراب کردن.

  7. مهدی می‌گه:

    داستان جالبی بود و چه درس خوبی در این داستان وجود دارد
    بله می توان دانش آموزان را هم در مسیر استعداد خودشان هدایت کرد.
    به امید روزی که نگاه ما عوض شود.
    مرسی

  8. محسن محمدی می‌گه:

    با سلام
    فوق‌العاده بود، فوق‌العاده. یاد آخرین کتاب رابرت کیوساکی که البته بهترین کتابشم هست (هم خودش اینو گفته و هم به اعتقاد خودم که تمام کتابهاشو خوندم) افتادم به اسم “چرا دانش‌آموزان ممتاز برای دانش‌آموزان ضعیف کار می‌کنند؟ و دانش‌آموزان متوسط، کارمند دولت می‌شوند؟”، و به همه‌ي کسانی که از این مطلب خوششون اومد توصیه می‌کنم که این کتابو بخونن.

  9. حسين محمدي می‌گه:

    بسيار جالب بود و واقعيتي كه در اين جامعه و مدارس توجهي يهش نميشه .
    در دوران راهنمايي يكي از همكلاسيام با اينكه نِمْرَات بسيار پايين ميگرفت و تنبل ترين فرد كلاس بود و روزانه با چوب إنار تنبيه
    ميشد ولي استعدادي در نقاشي داشت و تصاويري كه ميكشيد خارق العاده بود
    و بدليل ضعف هاي مديريت اموزشي ترك تحصيل ميكنه
    ممنونم آقاي مرادي

  10. soheil می‌گه:

    نوع نگاه شما به این دانش آموز حتما در خودباوریش اثر می گذاره و با تداوم این نوع نگاه در افراد مطئنا افراد مفیدی خواهد
    ممنونم از مطلب عالی تون
    منتظر مقالات جدید با موضوعات دوست داشتنی هستیم

  11. آرش می‌گه:

    عالى بود،اما نميدونم چرا دلم گرفت؟

  12. سمیه می‌گه:

    خلاقیت و کارفرینی و به کارگیری استعداد هر فرد در کاری که برایش ساخته شده حلقه گمشده تعلیمات ما در نظام آموزشی مونه که خوشحالم با توجه و نگرش مشاورانی همچون شما میتونه کم کم در نظام آموزشی ما جا باز کنه . ممنون

  13. هادی می‌گه:

    برای هر کاری به شرطی میشه هر فردی رو پرورش داد که در گام اول علاقه درونش وجود داشته باشه

  14. پوریا می‌گه:

    ایول….عجب دانش آموزی بوده…حیف ایناس…کاش همه معلما مثه شما اینطور درکی داشتن و این بچه ها رو می فهمیدن…

  15. جعفر معدنی می‌گه:

    جناب مرادی گرامی
    مقاله ی مفیدی بود . نگاهتون رو خیلی دوست داشتم.شما در جایگاهی قرار گرفته اید که در سرنوشت بچه ها می توانید بسیار تاثیر گذار باشید . موفق باشید

  16. الهه می‌گه:

    چقدر زیبا توضیح دادید. ای کاش آن هایی که در راس سیستم آموزش هستند می فهمیدند پرورش دادن یعنی هدایت افراد به سمت یکی بودن نه یکرنگ شدن.

  17. صادق می‌گه:

    فوق العاده بود
    کاش توانمندی تک تک افراد دیده می شد
    هر انسانی استعداد و قدرت دارد.

  18. فاطمه می‌گه:

    عالی بود به امید روزی که هیچ استعدادی کشف نشده باقی نمونه .

  19. شکیلا می‌گه:

    عالی بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کتابی که
بـاید بخوانـد...
هر «دانش آمـوز» و «والـدینی»