maktabyar
فرزندانمان را برای چه فردایی با سواد می کنیم؟
13 / اکتبر / 2015
هدف
چگونه با سرعت به اهداف خود برسیم؟ – راز رسیدن به هدف
17 / نوامبر / 2015
نمایش همه

چگونه دانش آموزان را تشویق کنیم؟

Encourage-MaktabYar

خوشبختانه در دنیای امروز همه می دانند که “تشویق خوب است” و این موضوع را در نوع رفتار اکثر خانواده ها می توان مشاهده کرد. اما نگران کننده این است که نکته ای ظریف و پراهمیت، از دید بیش تر افراد پنهان مانده است. موضوعی که دانش آموزان را نه تنها به هدف شان نمی رساند بلکه مانند هواپیمایی که فقط اندکی از مسیر خود منحرف شده است، کیلومتر ها از هدف اش فاصله گرفته و به ناکجا آباد خواهد رسید… هدف نهایی تشویق، در یک جمله پیشرفت فرزند یا دانش آموز در زمینه ی مورد نظر است. با این حال، اگر نتیجه ای خلاف این موضوع تحقق پیدا کند و دانش آموز از موفقیت فاصله بگیرد، کم تر کسی به نوع تشویق کردن خود مشکوک می شود و به جای آن، عوامل دیگری نظیر تنبلی در درس خواندن، بازیگوشی، سرگرم شدن به گوشی و تبلت و … را به عنوان موانع موفقیت فرزندشان در نظر می گیرند. گاهی عدم اطلاع از تشویق صحیح و به جای آن استفاده از تشویق نادرست، نتیجه ای مشابه تنبیه و یا حتی نامطلوب تر از آن را به دنبال خواهد داشت. هدف نهایی تشویق، موفقیت است و اگر این هدف تحقق پیدا نکند، در کنار عوامل دیگر باید به نوع تشویق خود نیز شک کرد. تشویق هم خوب و بد دارد…!

airplan-maktabyar

برای حرکت کردن در مسیر درست و آشنایی با زیباترین جاده ی تشویق که 100% به هدف منتهی شود، لازم است در ابتدا عصری را که در آن زندگی می کنیم دریابیم. در گام بعدی، با تشویق نادرست آشنا شویم و در نهایت، اطلاعات مان را به روز کرده تا هنگام تشویق دانش آموزان و فرزندان مان، راهبردی را به کار گیریم که راه را به فردایی واقعی می برد.

1- پایان دوران تنبیه ، آغاز دوران تشویق بــد…!

در این زمان که اطلاعات، سال به سال در حال تغییر است و مسلماً در فردای واقعی، این تغییر و تحول روز به روز خواهد بود، همه می دانند که تشویق، خوب و لازم است. ولی همه نیز می دانند که اسید هم خوب و لازم است (!). همه می دانند که اگر از اسید درست استفاده کنند، خوب است ولی اگر ناشیانه از آن استفاده شود، ممکن است خطرات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. این مثال را در مورد چاقو و کبریت فراوان شنیده اید.
در واقع امروزه موضوع خوب و بد بودن یک وسیله یا رفتار، بستگی به طرز استفاده از آن وسیله یا رفتار دارد و لزوماً به خود آن وسیله و رفتار نمی توان واژه ی خوب یا بد را نسبت داد. تشویق کردن هم یک رفتار است و اگر این رفتار را صحیح انجام ندهیم، ممکن است به دانش آموزان و یا فرزندان مان در میان مدت و بلند مدت صدمه های زیادی به صورت ناخودآگاه وارد شود.
کسی که سرعت تغییر جهان را حس کرده باشد، می داند که در گذشته عمل تنبیه دانش آموزان رایج بود. ولی امروز تنبیه در اکثر خانواده ها تعطیل شده و جای خود را به تشویق کردن داده است، اما تشویقی نادرست! یعنی اوضاع در ظاهر آرام است ولی در حقیقت، “تنبیه” در امروز و “تشویق نادرست” در امروز، هر دویشان از مسیر یکسانی می گذرند و طبیعتاً دارای نتایج مشابهی نیز خواهند بود.
چه کسی می داند که در فردای واقعی، چه چیزی خوب و چه چیزی بد است؟! همان طور که قدیمی ها باور نمی کردند روزی برسد که تشویق کردن، جایگزین تنبیه کردن شود! پس به قول سهراب، تا شقایق هست زندگی باید کرد… و ضروری است که در هر زمانی، خود را به ابزارهای مناسب آن زمان مجهز کنیم. امروز، امروز است…

2- زمانی که تشویق همان راه تنبیه را طی می کند…

امروزه پدرها و مادرها و دانش آموزان، همه می دانند که باید پیشرفت کنند. اما در استفاده از اسید نیز، این را همه می دانند که چاهی که گرفته است، باید باز شود. پس تنها دانستن اینکه باید هر طوری شده پیشرفت صورت گیرد، امروز کافی نیست! این نوع دانایی، در سال های گذشته کافی بود اما همان طور که اشاره شد امروزه علاوه بر دانستن هدف، باید خود را مجهز به ابزارهای مناسب آن هدف کنیم. درواقع خود را برای آن هدف آماده سازی کنیم.

دانش آموزی را در نظر بگیرید که در امتحان ریاضی نمره ی 20 را به دست آورده است. با خوشحالی به خانه می رود و برگه ی امتحانی را به مادرش نشان می دهد و مادر، در تشویق او می گوید: “آفرین پسر باهوشم!”
مشکل از همین یک جمله آغاز می شود: “آفرین پسر باهوشم!”

این مادر مهربان، به صورت ناخودآگاه روی هوش فرزند خود متمرکز شده است. فرزند نیز به صورت ناخودآگاه دریافت می کند که هوش اش واقعاً بالاست. او با خود می گوید: پس قابلیت های بیش تری می توانم داشته باشم و باید به دنبال آن ها بروم. روزها و ماه ها و سال ها به همین طریق می گذرد و همیشه هوش او از طرف افراد مختلف و البته از روی خیرخواهی، مورد تشویق واقع می شود و دانش آموز به این باور می رسد که یک نابغه است. ناگهان او با امتحانی سخت و طاقت فرسا نظیر امتحان المپیاد، تیزهوشان و یا کنکور مواجه می شود که سطح سوالات بسیار بالاتر از امتحاناتی است که تاکنون در آن ها یکه تازی می کرده. او با باور باهوش بودن در آن امتحان ها شرکت می کند و پس از اعلام نتیجه، با واژه ای به نام “مردود” آشنا می شود… نتیجه ای که این دانش آموز باز هم به صورت ناخودآگاه می گیرد این است که من باهوش نیستم و از بقیه ی افرادی که قبول شده اند، سطح هوش کم تری دارم! این باور تمام پل هایی را که پشت سر اوست خراب کرده و گاهاً در ادامه ی مسیر با ناامیدی و اعتماد به نفس پایین رفتار می کند. به طوری که در سال های بعد در زندگی شخصی و شغلی نیز این عدم اعتماد به نفس نمایان می گردد. تمام این مشکلات از یک جمله آغاز شد: “آفرین پسر باهوشم!”
نکته ی مهم این است که مادر این دانش آموز گرچه از روی خیرخواهی هوش او را مورد تشویق قرار داد ولی هدف نهایی تشویق – یعنی موفقیت فرزندش – تحقق پیدا نکرد و نتیجه ای مثل راهبرد تنبیه کردن را به دنبال داشت: عدم موفقیت

3- مثل پدرها و مادرهای حرفه ای تشویق کنیم!

انسان های حرفه ای، تربیت یافتگان پدران، مادران و یا معلمان حرفه ای بوده اند. اگر ادیسون موفق به اختراع لامپ برق شد، نتیجه ی تشویق حرفه ای مادرش بود. داستان ادیسون و مادرش را که شنیده اید؟

ماجرا از این قرار است که روزی مادر ادیسون به خانه می آید و به او می گوید: پسرم دیگر احتیاجی نیست که به مدرسه بروی! ادیسون با تعجب دلیل اش را می پرسد. مادرش به او می گوید: معلمت در نامه ای به من گفته است که فرزند شما نابغه است و سطح علمی او از سطح آموزشی این مدرسه بالاتر است. سال ها گذشت تا ادیسون، ادیسون شد! روزی داشت وسایل قدیمی را جابه جا می کرد که ناگهان با نامه ای مواجه شد که در کودکی، معلم اش به مادرش داده بود. در آن نامه نوشته بود: پسر شما کودن است!

edison-maktabyar

شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که مادر ادیسون، هوش او را تشویق کرد. پس چرا ادیسون، ادیسون شد؟ (مگر تشویق هوش بد نیست؟!) اگر کمی دقت کنیم، درمی یابیم که مادر ادیسون، راهبرد تشویق هوش را در سال ها پیش به کار برده است. امروزه در بین افراد موفق جهان، افرادی هستند که در کودکی به شدت تنبیه نیز شده اند. به نظر شما آیا امروز مناسب است که فرزندان یا دانش آموزان را تنبیه کنیم؟ همان طور که دیروز تنبیه نتیجه می داد و امروز نمی دهد، تشویق هوش نیز دیروز نتیجه می داد و امروز نمی دهد! مادر ادیسون، از راهبرد مخصوص زمان خود، درست استفاده کرد. این مطلب، لزوم آگاهی از راهبردهای مناسبی را به ما یادآور می شود تا فرزندان مان را با دستانی پر، راهی فردای واقعی کنیم.


پدر و مادر حرفه ای امروز، به جای تاکید بر تشویق هوش فرزند خود، چیز دیگری را در او تشویق می کند به نام “تلاش و پیشرفت”! در این حالت، همان دانش آموزی که با جمله ی “آفرین پسر باهوشم!” تشویق شده بود، پس از امتحان ریاضی به خانه می رود و برگه ی امتحانی را به مادرش نشان می دهد و مادر مهربان او که به این ابزار ارزشمند مجهز شده است، پس از دیدن نمره ی بیست به او می گوید: “آفرین پسر پرتلاشم!” و یا حتی اگر نمره ی دانش آموز قبلاً 13 بود و حالا به 15 رسیده است، می گوید: “خیلی خوبه که نسبت به قبل پیشرفت داشتی!” این دو جمله ی آخر، تنها از زبان پدرها و مادرهای حرفه ای و مجهز شنیده می شود.


ببینید این دو جمله همان قدرت جمله ی نادرست “آفرین پسر باهوشم” را دارد ولی در مسیری متفاوت! که به مقصدی متفاوت نیز خواهد رسید. پدران و مادران حرفه ای، زیبا ترین مسیر را برای سفر فرزندان و دانش آموزان شان انتخاب می کنند. دانش آموز پس از شنیدن آن دو جمله به صورت ناخودآگاه دریافت می کند که تلاش من مورد تحسین واقع شده است. پس باید تلاشم را نشان دهم تا پاداشی به نام “احساس خوب” را پس از تشویق شدن دریافت کنم! دانش آموز با خود فکر می کند که افزایش تلاش راحت تر از افزایش هوش است! وقتی می تواند با افزایش تلاش (حتی اگر از نمره ی 8 به 11 برسد)، باعث به دست آوردن احساسی خوب شود، زندگی برای او لذت بخش تر خواهد شد. استرس اش پایین می آید. سطح اعتماد به نفس اش افزایش پیدا می کند و همه ی این عوامل باعث خواهند شد تا در بلند مدت، نتیجه ی حاصل از این نوع تشویق، کاملاً متفاوت از نتیجه ی تشویق هوش گردد. وقتی اعتماد به نفس بالا باشد، وقتی استرس پایین باشد، وقتی زندگی لذت بخش تر باشد و در واقع، راهبرد مخصوص هر زمان به کار گرفته شود، در تمام مراحل زندگی، این عوامل ظاهر خواهند شد و همین موضوع باعث موفقیت های بزرگ شخصی و شغلی فرزندان و دانش آموزانمان در آینده خواهد شد.
بنابراین یکی از ضروری ترین ابزارها برای آماده کردن فرزندان به سوی آینده ای واقعی که همان آینده ی سریع می باشد، “تشویق تلاش و پیشرفت” آن ها به جای “تشویق هوش” آن هاست. همانطور که آگاهانه یا ناخودآگاه، در سال های اخیر “تشویق هوش و صرفاً نتیجه ی امتحان” جای راهبرد “تنبیه” را گرفته است؛ غافل از این که هر دوی آن ها در یک رودخانه در حال جاری شدن هستند…

از این که به آینده ی واقعی فرزندان خود اهمیت داده و این مقاله را مطالعه کردید سپاسگزارم.

محمدرضا مرادی
محمدرضا مرادی
مدرس ریاضیات دوره اول متوسطه / نویسنده کتاب مدرک زندگی / مؤسس و مدیر وبسایت آموزشی مکتب یار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کتابی که
بـاید بخوانـد...
هر «دانش آمـوز» و «والـدینی»